محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1388

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

فرمودند - هم در اين اوان عليقلى خان به خوار و ورامين رفته اين ناحيه را تصرّف نمود و غفور خان حاكم طهران را نيز محاصره كرد ولى كارى از پيش نرفت و حضرت شهريارى امر به معاودت او فرمودند و در استرآباد به حضور آن حضرت مشرف شد و برادران نامدار شهريار كامكار از اطراف رو به استرآباد نموده در اين بلد جمع آمدند و در مضجع خلدآشيان محمّد حسن خان و رضوان جايگاه جهانسوز شاه انار اللّه برهانهما به مراسم تعزيت قيام نمودند و عمارتى در آنجا بنا كردند - نيز در اين اوقات بزرگان و اعيان ككلان و يموت و فندرسك و كبودجامه و كتول در سلك خدّام آستان حضرت سلطنت منسلك گرديدند . پس از انتظام امور آن سامان موكب شاهانه به سارى معاودت فرمود و هدايت اللّه خان از دريا و خشكى استعدادى فراهم نموده به خيال سركشى افتاد ، حضرت شهريارى نواب جهانبانى را به رسم نيابت در مازندران گذاشته با تمامى برادران متوجّه گيلان شدند و هدايت اللّه خان را مقهور ساختند و گيلان مفتوح شد . پس از فتح گيلان جعفر قلى خان را به مقاتله رمضان خان زند كه به امداد غفور خان حاكم طهران آمده بود مأمور فرمودند ، و او رمضان خان را منهزم و جمعى از همراهان او را مقتول نموده به قزوين آمد و مولاويردى خان را گرفته مقيّد كرد ، ولى به حكم همايون او را مرخّص كرده پسرش را حكومت قزوين داد و به كوران‌دشت به موكب ظفر كوكب پيوست - هم در اين اوان مصطفى خان دولّوى قاجار مأمور تنبيه على خان خمسه‌اى افشار گشت ، على خان به آذربايجان گريخت و مصطفى خان مظفّر و منصور به قزوين آمد - نيز در اين ايّام نوّاب سليمان خان قاجار خالوزادهء شهريار كامكار از شيراز به آستان مبارك آمده مشمول عواطف ملوكانه گرديد . هم در اين سال صادق خان زند برادر وكيل كه بعد از مراجعت از بصره به واسطهء استيلاى زكى خان در شيراز راهى به اين بلد نداشت روانهء كرمان شد و از آنجا كه عليمراد خان زند در اصفهان رايت استقلال برافراشته بود زكى خان ابو الفتح خان پسر وكيل را با لشكرى جرّار به طرف اصفهان حركت داده در منزل ايزدخواست خانعلى خان ما فى زكى خان را در جامهء خواب بكشت - سيرژن ملكم در تاريخ خود گويد زكيخان چون به منزل ايزدخواست رسيد تنخواهى معادل